عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
1007
زبدة التواريخ ( فارسى )
شكر نعمتهاى او قيام نموده باشيم . چون دانستند كه اين سخن از سر اخلاص است و مصدوقهء حال عرض كردند و بعضى از غثّ و سمين « [ 1 ] » و نيك و بد احوال مملكت باز نمودند . هم در مجلس جمعى از مفتيان و متديّنان علما را اختيار فرمود و هريكى را به امينى از جهت ديوان اعلا نامزد قطرى از اقطار مملكت گردانيد تا متوجّه آن جوانب شده به غور « [ 2 ] » قضاياى مملكت برسند و اگر بر مظلومى حيفى رفته باشد و بر عاجزى تعدّى روا داشته باشند خار ضرار از پاى مظلومان برآورده آنچه ثابت شود كه به زور و ناواجب از ايشان گرفته باشند از مال خزانه كه در آن طرف باشد بديشان رسانند و صورت احوال ثبت كرده بازگردند و به عرض رسانند تا فيما بعد اين قواعد از ايشان مرتفع گردد . بعد از آن به لفظ درربار فرمود كه تا غايت در مراسم جهانگيرى سعيهاى بليغ رفت و بعد اليوم نيّت خسروانه بر اعلاى اعلام جهاندارى مصروف است و غرض از اين سخن آن است تا من بعد بىتحاشى هركس هرچه داند به عرض ما رساند و هرچه صلاح مملكت بدان منوط باشد و دفع ضرر از مظلومان بدان مربوط در رفع آن به حضرت ما اهمال نورزند و به اعتماد و وثوقى تمام باز نمايند . الحقّ عالميان « [ 3 ] » بدين عواطف امّيدوار شدند و عالميان بدين اشاعت عدل و احسان مطمئنخاطر گشته « [ 4 ] » و همه از سر صدق و نياز به حضرت كارساز دست خواهش برآورده گفتند : شعر « [ 5 ] » يا رب اين كامكار عادل را * دولت و عمر جاودانش ده هرچه از حضرت تو مىخواهد * به خداونديت همانش ده اين جهان چون مسخّرش كردى * بعد صد سال آن جهانش ده ذكر عمارت فرمودن حضرت صاحب قرانى - انار اللّه برهانه « [ 6 ] » - شهر بيلقان را « [ 7 ] » چون همّت عالى حضرت صاحب قرانى بر ترفيه حال عالميان و جمعيّت مسلمانان معطوف و مصروف بود در آيينهء ضمير منيرش چنان روى نمود كه بر شيوهئى
--> ( [ 1 ] ) - م و ت : ثمين . ( [ 2 ] ) - ت : فوز . ( [ 3 ] ) - م و ت : عالمان . ( [ 4 ] ) - ت : گشتند . ( [ 5 ] ) - ت : نظم . ( [ 6 ] ) - ت : از « فرمودن حضرت . . . » تا اينجا ندارد . ( [ 7 ] ) - ت : ندارد .